آیا همین یک بار در این دنیا زندگی میکنیم؟
بررسی مسئله تناسخ و ارائه یک مدل جدید برای آن
نوشته نوید دزاشیبی
به نام خدا
شاید تا به حال کلمه "تناسخ" به گوشتان خورده باشد.اگر نمی دانید تناسخ یعنی چه یک تعریف ساده برای تناسخ را میتوانم این گونه بیان کنم:
"بازگشت به جهان فعلی و زندگی دوباره در کالبدی جدید که میتواند به شکل حیوان یا انسان باشد."
یعنی چه؟
یعنی وقتی شما در این جهان میمیرید با کلبدی جدید دوباره به این جهان می آیید تا زندگی تازه ای را آغاز کنید.
مسئله مهم در این جا فرعیاتی است که در آن وجود دارد …مثلا چرا کالبد حیوان؟ (عقاید مسیحی) چرا ۱۰۰۰ بار (عقاید برخی فرق اسلامی) و چراهای دیگر.
مسئله تناسخ بدین شرح که گفتم از نظر شرع کاملا باطل است. ولی در عرفان اسلامی من دیده ام که اسمی از تناسخ برده شده است و آن به معنی سیر درجات و پیشرفت در امور باطنی است : ۱.برای موجودات غیر از انسان ۲.برای انسان
بحث من در اینجا در مورد انسان است اما در مورد موجودات غیر انسان همین قدر بگویم که "جماد (خاک و…) که به گیاه تبدیل میشود در اصل در اثر تناسخ به ماهیتی بالاتر که گیاه است تغییر شکل پیدا میکند همین طور گیاهی که توسط حیوان یا انسان خورده میشود"
اما به موضوع اصلی خودمان که برگردیم این موضوع دارای اهمیت است که بعد از مرگ کجا میرویم؟برزخ چیست یا کجاست؟ آیا اصلا برزخ اسم مکان است؟و…
در قرآن آمده که در ازل از شما پرسیدیم که "ایا من پروردگار شما نیستم؟ پاسخ دادید:بله"
خیلی نکته مهمی است و لطائف بسیاری در خود دارد.این "ازل" کی بود که ما بله گفتیم.
پس از اینجا میفهمیم قبل از تولد ما قطعا عالم دیگری بوده است.
یعنی اگر من بخواهم کلی توضیح دهم این گونه میشود که : در ابتدا خداوند ما را خلق کرد و ما هم تایید کردیم که "بله تو خدای مایی" سپس "هر کدام از ما در مسیر خود قرار گرفتیم" و به عبارتی "در مسیر خود هدایت شدیم" حال به این جهان رسیدیم.داریم عمر خود را میگذرانیم هنگامی که وقت مرگ فرا رسید , خب میمیریم! ولی این که بعد از آن به کجا میرویم مسئله این است که به این جهان باز نمیگردیم بلکه به عالم برزخ میرویم که این برزخ اسم مکان نیست بلکه فاصله بین مرگ تا قیامت است.
همون طور که میدونید ما آمده ایم که بالاخره به اصل و جایگاه اصلی خودمان در بهشت(نه لفظ بهشت منظور یکی شدن با پروردگار است" بر گردیم
پس وظیفه اصلی ما سیر درجات و به اصطلاح بالا رفتن است ولی آیا این عمر برای ما کافیست؟آیا همه به یک اندازه زمان لازم دارند تا "آنچه را که باید بفهمند , بفهمند"؟ قطعا خیر.
هر کدام از ما باید عوالم بسیاری را طی کنیم تا به سر منزل مقصود برسیم ولی این عوالم ویژگی هایی دارد که جالب است بدانید … شاید این طوری خیالتان راحت شده باشد که "خب,پس در این دنیا هر کاری میتوانیم بکنیم که در جهان بعد جبران خواهیم کرد یا خواهیم فهمید" , ولی متاسفانه باید بگم تنها در این جهان که تنها عالم مادی در بین این عوالم است میتوانیم سعی و خطا داشته باشیم و جبران عمل نماییم هر عالم تصویر اعمال عالم های قبلی است.نمونه بارز آن کتاب "سیاحت غرب" آیت الله قوچانی است. این کتاب قطعا سرگذشت و مسیر ایشان است و برای ما قطعا وضع متفاوت خواهد بود.
اما به روشنی دریافت میشود که آثار اعمال وی چگونه در مسیر وی پدیدار شده بود.اگر به متن کتاب توجه کنید میبینید که هر از چند گاهی مکانها عوض میشود که این مطمئنا تعبیر رویایی وی از همین عوالم بوده است و خداوند خواسته بود تا در عالم رویا به ایشان این مسئله را نشان دهد.
نکته دیگر این است که هر چه از این جهان به سمت قیامت پیش میرویم اثر اعمال واضح تر(درس گرفتن از اشتباهاتمان راحت تر) ولی تاوان آن سنگین تر میشود برای مثال وقتی دروغ میگوئید یک اثر طبیعی آن این است که به شما دروغ میگویند اما خوش به حال کسی که این را درک کند چون ممکن است اثر این عمل در عالم بعدی "کتک خوردن از دست صاحب مزرعه هندوانه" باشد! (بیشتر رو مفهوم فکر کنید تا مسایل جنبی!)
پس دلیل اینکه در شکل بین مرگ تا قیامت بیشمار عالم مشخص شده اسن است که درجه هر شخص برای درک حقیقت با شخص دیگر متفاوت است .آیا میدانید که اشخاصی هستند که در همین جهان "آنچه باید بفهمند را فهمیده اند"؟ اینان دیگر برزخ ندارند و بعد از مرگ مستقیم به آغوش پروردگار می پیوندند و "جزئی از او" میشوند.
بنابراین معنی درست تناسخ این است که من میگویم : "رفتن با کالبدی جدید به عالم بعدی در جهت رفتن به سطحی بالاتر" به عبارتی "همه از خداییم و به سوی او بر میگردیم … یا به رضایت یا به کراهت"
این قائده برای همه یکسان است مگر همان افرادی که در همین عالم بفهمند , کلمه "موت اختیاری" که به "موت سبز" هم موسوم است برای این دسته از افراد است افرادی که در هر اتفاقی خیر میبینند و همیشه در برابر اتفاقات سکوت میکنند اینان در واقع در حالت زنده شهید شده اند (موت سبز).خوشا به حالشان.
برای اینان موت اجباری معنایی ندارد و هر لحظه آماده اینند تا به پروردگارشان بپیوندند.در ضمن در هر لحظه آنها این لیاقت را دارند که به پروردگارشان بپیوندند.قیامت اینان از همان لحظه ای که در مسیر حق می افتد آغاز میشود.
-درک این گونه موضوعات مشکل و توضیح دادن آن بسیار مشکل تر است.اگر جایی را گنگ توضیح دادم از شما خواننده گرامی معذرت می خواهم.
در مسیر حق باشی
Ευαγγελος

فروردین ۱م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۸ ق.ظ
عید سعید باستانیت مبارک آقا نوید!
یه سوال! ما بالاخره روز ازل رو به یاد خواهیم آورد؟ کسی هست که در همین دنیا روز ازل و پیمانی که با پروردگار بسته (که برگرده پیش خدا)
رو یادش باشه؟
فروردین ۱م, ۱۳۸۷ در ۸:۵۴ ق.ظ
سلام محسن
عید تو هم مبارک
درباره ی سوالت باید بگم…یکی از دلایل تاکید پیغمبر و دیگر بزرگان به خودسازی نیز همینه گرچه بعد از رفتن از این دنیا کم کم مسائل برای ما روشن میشه ولی فایده ای نداره اما اگر در همین دنیا بتوانیم به دانش این مسائل دست پیدا کنیم اونوقت خیلی سریع تر میتونیم در آینده مسیر را طی کنیم.پس به طور خلاصه جواب اینه که با مراقبه نفس و خودسازی میشه از گذشته و آینده خبر داد.
موفق باشی