۱۹
خرداد

داد و فریادهای عمیق : آینه

   Posted by: Ευαγγελος   in Writings

 

خدایا ... تو را در درون خودم صدا میزنم ... جوابم را بده...

 

داد و فریادهای عمیق : آینه

نوید دزاشیبی

 

در آینه نگاه کردم ، حدس بزن چی دیدم؟

کلبه ای تنها در میان دشتی در پای کوهی

آسمان ابری ، هوا سرد

کرکسی با دم خود بر لبان کودکی در گهواره میزد

فضا تاریک و تاریک تر میشد و من خوشحال و خوشحال تر

هوا سردتر و سردتر میشد و من پر جنب و جوش تر

ناگهان

بازتاب نوری به چشمانم خورد

به خودم آمدم ، آری همه اینها را در درون خود دیده بودم

 

 

 

 

Ευαγγελος

 

del.icio.us Reddit Slashdot Digg Google StumbleUpon Windows Live Furl Netscape Yahoo BlinkList Bloglines Bookmark.it Ask Diggita Spurl Diigo LinkaGoGo Squidoo Fark Blogmarks Jeqq

This entry was posted on یکشنبه, خرداد ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۲ ب.ظ and is filed under Writings. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

۲ نظر در “داد و فریادهای عمیق : آینه”

  1. nazanin 7 Says:

    fazaye kheyli bahali dare! :-) adam hesesh mikone,ama ghamgino tarsnak! :-

  2. sorahiah Says:

    سلام.
    یار آیینه است آیینه
    در رخ آیینه ای جان دم مزن دم مزن
    موفق باشید .
    یا هو

ارسال نظر

برای ارسال نظر باید وارد شوید..

در صورتی که اکانت ندارید باید در دزاشیبی دات کام یکی برای خود بسازید.