۱۶
فروردین

داد و فریادهای عمیق : دقایق آخر دنیا

   Posted by: Ευαγγελος   in Writings

 

داد و فریادهای عمیق : دقایق آخر دنیا

از نوید دزاشیبی

 

این است دقایق آخر دنیا...

 

حالتی شبیه به غروب بود

در سرزمینی پهناور

نه کوهی , نه دریایی

فقط جمعیت , جمعیت , جمعیت

صدایی میشنوم

مرا میخواند

در این دقیقه های آخر …

همه چیز دیگر تمام شده و راه بازگشتی نیست.

تمام زندگیم از جلو چشمم میگذرد

به من میگونید : جای ابدی تو مشخص شد

اشک در چشمانم نمایان میشود ولی چه سود

سیاهی هایی را میبینم که به طرف من می آیند.

فقط با خود گفتم : ای خالق اگر تو این گونه می خواهی من راضیم

چون من خودم به خودم ظلم کرده بودم.

ناگهان صدایی گفت : ایست!

سیاهی ها در جا محو شدند.

حالا انگار خورشید را دارم میبینم

او مرا با همه بدیهایم بخشیده است

آری این چنین بود دقایق آخر دنیا

و این بود بزرگی خالق ما

پس با هم … سبحان الله…سبحان الله…سبحان الله

 

 

فعلا

Ευαγγελος

 

 

del.icio.us Reddit Slashdot Digg Google StumbleUpon Windows Live Furl Netscape Yahoo BlinkList Bloglines Bookmark.it Ask Diggita Spurl Diigo LinkaGoGo Squidoo Fark Blogmarks Jeqq

This entry was posted on جمعه, فروردین ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۷ ب.ظ and is filed under Writings. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

۱ نظر در “داد و فریادهای عمیق : دقایق آخر دنیا”

  1. nazanin 7 Says:

    faghat midunam ke az in zendegi khastam,hade aghal alan! kash un daghighehaye akhar zudtar baram miresid,kheyli vaghte ke dg nemidunam aramesh chejurie! :-(

ارسال نظر

برای ارسال نظر باید وارد شوید..

در صورتی که اکانت ندارید باید در دزاشیبی دات کام یکی برای خود بسازید.