نا امیدی تنها یک گناه نیست بلکه یک اشتباه ساده نیز هست…
|
به نام خدا پاتریک کیوری "Patrick Curry" نویسنده کتاب "دفاع از نظریه سرزمین میانی تالکین" جمله زیبایی گفته که به نظر من جالبه :
"نا امیدی برای اشخاصی است که دقیقا میدانند و مطمئن هستند که آینده چه چیز برایشان به ارمغان خواهد آورد.که هیچ شخصی در این مرتبه نیست {منظور عوام مردم هستند}. پس نا امیدی نه تنها یک گناه است , به جنبه دینی و الهیات بلکه یک اشتباه ساده نیز میباشد چرا که هیچ کس واقعا نمیداند.در این حس همیشه یک امیدی هست"
این جمله در آخر ترانه "یک اشتباه ساده" از گروه آناتما نیز گفته میشود. (گروه Anathema یک گروه موسیقی انگلیسی است که به سبک Alternative Rock ترانه های بسیاری را از جمله آلبوم معروف Judgement را منتشر کرده است.کلمه Anathema به معنی "هر چیزی که مورد لعن و نفرین قرار گیرد" یا توسط کلیسا تکفیر شود میباشد این کلمه یونانی الاصل است. در ضمن ترانه A simple mistake به صورت تک آهنگ در سال ۲۰۰۶ توسط این گروه منتشر شد … لینک دانلود (۱۵ مگابایت))
به طور کلی اگر بخواهیم درباره امید و نا امیدی صحبت کنیم من کاملا با نظر این نویسنده موافقم چرا که به قول خودمان "یک سیب بعد از پرتاب هزار بار میچرخد و بعد به زمین میرسد" واقعا هم همینه.اگر ما واقعا میدانستیم که چه اتفاقی قرار است بیفتد آیا اصلا هیچ خطایی را مرتکب میدیم یا نه.حتی در بدترین شرایط مثل مرتکب شدن قتل هم فرد ممکن است با بخشش مواجه شود حال آنکه هر عقل سلیمی میگوید که برای وی نباید پیش آمدی جز اعدام یا حبس اتفاق بیفتد. اما امید و نا امیدی یک بحث دیگر هم دارد و آن بحث "خوف و رجا" در عرفان است.وقتی هدفی را دنبال میکنید درباره نتیجه آن گاهی بسیار امیدوارید و خوشحالید که ثمره کارتان را حتما خواهید گرفت و گاه روزی دیگر نگرانید که اگر مثلا فلان اتفاق باعث شود که یک نقص در کارتان بوجود آید چه؟ به عبارت کلی هر آنچه که مربوط به نا امیدی و به اصطلاح "خوف" است از باطن ما و مربوط به کمبود ها و کم کاریهای ما در رابطه با خودسازی است.عدم اطمینان و یقین ما از ایمان خود همیشه باعث میشود تا نگران باشیم که آیا کار به درستی انجام میشود یا خیر؟ حتی انسانی که توبه میکند بارها و بارها دچار این حس میشود و این طبیعی است چون هنوز کشمکش بین عقل و نفس در درون او تمام نشده و وی را دچار "خوف" میکند. روز دیگر ممکن است به جای است به جای این احساس نا امیدی عمیقا امیدوار باشد و خوشحال از این که قطعا به نتیجه مورد نظر خواهد رسید. اما این خوف و رجا به چه دردی میخورد برای کسی که علت آن را ریشه یابی نکند چیزی جز افتادن در یک پستی و بلندی روانی برای وی نخواهد داشت . در یک چرخه ای می افتد که هر چه میگذرد بیرون آمدن از آن سخت تر و سخت تر میشود. میتوان راحت بود.واقعا…تنها یک مشکل هست این که اگر نخواهیم خود را وارد این مسائل کنیم و خیلی عادی به زندگی روزانه خود ادامه دهیم آن وقت زمانی به یاد این مسائل می افتیم که دیگر هر ثانیه آن به حقیقت استخوان های ما را خرد میکند.پتانسیل و انرژی دوران جوانی همیشه با ما نمیماند. این مطلب رو به این خاطر متذکر شدم که احتمالا خیلی ها بعد از خواندن این مطلب میگویند "پس چرا ما اینجوری نمیشیم!؟" اگر شما تشنه ات نیست این دلیل نمی شود که آب وجود ندارد! … بالاخره تشنه ات میشود و دنبال آب هم خواهی گشت. اما به بحث خودمون که برگردیم با یک جمع بندی به اینجا میرسم که اگر شخص دارای احساس "خوف و رجا" در آن واحد پی به مسئله "دایره وار بودن نظام آفرینش" نیز ببرد آنوقت میتواند بفهمد که این احساس خوف و رجا به دلیل اثر کدام اعمال وی بوده است . رمز کار اینجا این است : این احساسات تماما از فعل و انفعالات درون نشات میگیرد و آفریده درون ماست . اگر شما امیدواری و نا امیدی را به صورت تابع سینوسی در نظر بگیرید هر چه یقین شما بیشتر شود برد تابع کم تر و کم تر شده تا به صفر میرسد و آن وقت دیگر امیدواری و نا امیدی برایتان مفهومی نخواهد داشت. لازمه یقین اصولا عبادت است اما ممکن است در همان زمان هم که مشغول عبادت هستید دچار یاس و خلا درونی بشوید این حتما اثر افکار شماست و اینکه این عبادات هنوز درونی نشده اند. در ضمن نحوه رفتار و کردار ما با مردم هم بی تاثیر نیست نمی توان دلی را شکست و انتظار موفقیت در کارها را داشت.پس دوباره میرسیم به همان مسئله در جمع بودن در عین با خدا بودن.
بزرگی گفته است " به بسم الله الرحمن الرحیم است … که عارف فارق از بیم و امید است " همه نکات در همین یک بیت گفته شده است به عبارتی همین که شما خدا را در تمام امور ببینید همه مشکلات را برایتان سهل و آسان میکند.
در سطحی وسیع تر آن وقت می فهمیم که حتی نا امیدی برخی نسبت به اشتباه آدم و حوا و ورود ما به این جهان اصلا منطقی نیست چون ما نمیدانیم چه چیز اتفاق می افتد و چه میشود.پس نباید "بنده یک خاطره" بود که در تار ذهن اسیر شده است.
پس : ۱.همیشه اعمالتان را به یاد داشته باشید. ۲.همین که تصمیم بگیرید تغییر کنید نحوه عملکرد جهان پیرامون با شما تغییر کرده پس نگران نباشید شما آثار اعمالتان را با سرعت بیشتری نظاره میکنید! ۳.خدا را فراموش نکرده و سعی کنید به جای فکر کردن و غرق شدن در نا امیدی به فکر دفع آنها با عبادت باشید. ۴.فراموش نکنید که شما چیزی را از دست نداده اید تنها در نظرتان امور طور دیگری اداره میشود.
فعلا Ευαγγελος
|








