بایگانی “پس همه وصلند”

خاموشَمْ کُنْ یا خاموشَتْ کُنَمْ

خوب که به آسمان نگاه کردم متوجه شدم همانقدر که ستاره‌هایی روشن می شوند ، ستاره هایی هم خاموش شده‌اند. آری ، ستاره‌ها همه به همم متصلند ، بقای آنها تعادل دارد ، آنها متعادلند. و خوب تر که نگاه کردم دیدم دوشاخه های برق از پْریزْ به خودیِ خود در نمی آیند ، آنها […]

تاوْرِسْ

تاوْرِسْ شُجاع است ، تاوْرِسْ امروز سعی کرده خودش را گاهی اِنْکارْ کند با نمایشی آشکار کردنِ خودش تاوْرِسْ چرا تغییر کرد؟ تاوْرِسْ چرا تغییر کرد؟ شاخهایش ریشه‌ای محکم دارد ، چرا با آنها حمله نمی کنی؟ تاوْرِسْ ، شاخهای محکم تو با فکرت فرقی ندارند ، چرا با آنها حمله نمی کنی؟ شاخهایت را […]

پَسْ هَمِه وَصْلَنْدْ

چرا وقتی به صورت تو نگاه می کنم خودم را می بینم؟ ، نفر سومی دستش از من رد شد ، اِبایی از اتصالات ندارم ، آرزو می کردم هنگام راه رفتن پاهایمان را بلند نمی کردیم ، ما اتصالات را قطع و وصل می کنیم ، درختان ثابت مانده اند ما برای حرکت هزینه […]

لذت ۲

آن چه می شنوم در گوشِ من نمی ماند ، وارد مغزم شده ، تصویری ایجاد می کند ، صداها همه جا هستند. هر روز تصویرشان را می بینم ، حتی صدای بی صدایی ، برای من حداقل یک کوچه ، یک دشت ، یک دَرِ تنها ، درختانی پراکنده خواهد بود ، در صدای […]

گریه نکن ، تو را می خوانم

گریه نکن ، خواهش می کنم گریه نکن ، تو را می خوانم آن طرف نا پیداست ، خواهش می کنم هِقْ هِقِ تو را با چشم می خوانم دیوارِ من ، دیوارِ زیباییهای من هِقْ هِقِ تو را با چشم می خوانم دیوارِ من ، دیوارِ بیمارِ من گریه نکن ، تو را می […]

اگر جملگی تکه های یک پیکریم

رخنه در جان صاحب خانه‌ی مقابل از طریق زبان زدن به پریز برق و مزه مزه کردن همه‌ی برق های درون کابل ، لطفا چند لحظه دقت کن. رخنه در رَگْ و پِیْ ، فونْداسیونْهای نَم کشیده از هر طرف ، من چشمانم را ، سفیدیِ چشمانم را روی فضای لای آجر های خانه‌ی مقابل […]

شَجَرِه‌ی مُبارَکِه‌ی آلْفا

میوه ها، میوه های درختانِ زمستانی به بار نشسته‌اند کودکان ، کودکانِ دیروزِ من امروز یکجا نِشسته‌اند میوه ها ، درختانِ زمستانی را به بار آورده‌اند درختان کودکان‌ِ من را مثلِ خاک بار آورده‌اند «زمانی که در مزرعه‌ام قدم می زدم کودکانم را می دیدم که خاک را دوست داشتند ، زمانی که در مزرعه […]

مرخصی

صدای سکوت را شنیده‌ای ؟ صدای باد در بین شاخه های درختان را می گویم. قدم زنان زیر ضربه های صدای سکوت، سیگاری را با فندک، محکم به سکوت کوبیده‌ای که بشکند؟ دودهای نمایان در نور خورشید را می گویم. سردردِ ۲۹ روزه‌ام را در اسفند ، دردِ سرِ سه بعدیِ کروی ، نیمه‌ی بالای […]

لذت ۱

گاهی باید صداها را پارْت بایْ پارتْ گوش کرد و صداها تنها از گوش دریافت نخواهند شد. منظورم صداهای دیدنی هم بود. گاهی صداها پارتْ ، پارْت هر کدام حرف می زنند ، صدای دیدنِ آسمانی که آبی بود و چند ابر و پِرْسْپِکْتیوِ نمای درختان بلند. صداهای دیدنی ، شاید سالها طول کشید تا […]

پس همه وصلند

آلبوم نوشتاری فارلندیک (پَسْ هَمِه وَصْلَنْدْ) هنوز هم فکر می کنم که همگی وصلیم و نفهمیدم که چگونه شد که خودم را با دست دیگری که روی صورت دیگری می کشید نوازش می کردم…. ۰-تصویر کاوِرْ آرْتْ دانلود PDF ——– ۱-لذت ۱ دانلود PDF به صورت آنلاین ۲-مرخصی دانلود PDF به صورت آنلاین ۳-شجره‌ی مبارکه […]