|
چون همه چیز انرژی است و انرژی چیزی نیست جز من و تو… بررسی آهنگ "Everything" از گروه Anathema
نوشته نوید دزاشیبی به نام خدا آهنگ "همه چیز" از گروه آناتما در سال ۲۰۰۶ به صورت یک تراک مجزا منتشر شد. درون مایه این آهنگ از چند وجه قابل بررسی است.مثلا اینکه لفظ انرژی چرا اینجا به کار برده شده آیا اینها اومانیست و ماتریالیست هستند؟ آیا اینها کابالیستند؟ و نیز به بررسی مطلبی درباره یک نکته جالب فیزیکی خواهیم پرداخت که مطمئنا برای همه ما جالب است. ابتدا بگذارید جریان آهنگ را بررسی کنیم : نکته ای که لازم میدونم اینجا متذکر بشم این است که لفظ "Love" که اینجا به کار برده شده همان است که در مطلب تحت عنوان "درویش,حیرت و سیستم" به آن اشاره کردم نه عشقی که بین ما متعارف است بهتره اول این مطلب رو بخونین. در ابتدا شاعر به این نکته اشاره میکنه که به خاطر اینکه در یک زندگی مادی و تعلقات دنیوی اسیر است احساس نیاز به "تمیزکاری ذهن" خود میکند او خود را بین یک دوراهی میبیند که یا قلب خود را در این درد نگه دارد و یا عشق (که همان شادی عارفانه است) را انتخاب کند که او گزینه دوم یعنی عشق را انتخاب میکند. در همین جا برای اولین بار اشاره میکند که "چون همه چیز انرژی است و انرژی چیزی نیست جز من و تو" ببینین چقدر زیبا وحدت نظام آفرینش را بیان میکند یکی بوسیله خود جمله و دیگری با ادغام کردن صدای مرد و زن که نماد عنصر "مذکر و مونث" در این نظام است.در قسمت دوم میبینیم که بعد از قدم گذاشتن در مسیر عشق چه وقایعی برای او اتفاق افتاده است : "نوری که به درون قلب ها میتابد" و … در تصویر زیر میبینید که چه طور افراد دنبال پیوستن به منبع انرژی (که ذات مقدس خداست و جهان را پر کرده) میباشند:
لفظ انرژی قبلا توسط خیلی ها به عنوان خدا استفاده شده است. ماتریالیست ها و اومانیست ها اصولا معتقدند که کل نظام آفرینش از انرژی پدید آمده به عبارت دیگر نظریه "بیگ بنگ" تقریبا ما را به چنین نتیجه ای میرساند.چیزی که انیشتین به آن رسید و فرمول معروف نسبیت نیز نشان میدهد که ماده و انرژی به هم قابل تبدیلند :
مفهوم نور و انرژی به نظر من به این خاطر در مورد خدا استفاده میشود چون واقعا خدا را نمیتوان با هیچ چیز مشخص کرد چون اگر مشخص شدنی باشد که دیگر خدا نیست! خدا نه مرد است نه زن … خدا هیچ یک از چیز هایی که مخالف دارد نیست … اما نور تفسیر دیگری دارد حتی در تاریکی هم نور هست غلظت آن فرق می کند مثل درجات ایمان ما.نکته دیگر این که ببینید چه طور این نظریه فیزیک حالت عارفانه پیدا میکند : بیگ بنگ انفجار بزرگی است که ناگهان از یک "نقطه" جهان پدید آمده است و همه چیز از همان یک "نقطه" است.پس طبیعتا هیچ مشکلی برای ما بوجود نمی آید اگر هم به این نظریه اعتقاد داشته باشیم هم بخواهیم اطلاعات خداشناسی و خودشناسی خود را گسترش دهیم.به عبارت دیگر می خواهم بگویم که به حق علم واقعی ما را به حقیقت نزدیک تر میکند. فعلا این رو تا اینجا داشته باشین در مقاله ای دیگر میخواهم با در کنار هم آوردن دو مدل اسلامی "اسفار اربعه" و یهودی "درخت زندگی" و این نظریه فیزیک به مطالب جالبی برسیم.
فعلا Ευαγγελος
|


