Archive for اسفند, ۱۳۸۶

۲۸
اسفند

درویش ، حیرت و سیستم

   Posted by: Ευαγγελος   in Art, Writings

 

درویش ، حیرت و سیستم

نوید دزاشیبی

 

درویش ، حیرت و سیستم

به نام خدا

تصویر بالا رو نگاه کنین پیرمرد "راحت" نشسته و داره به "نور" نگاه میکنه.دنیای اون با دنیای بقیه بوسیله "توری" جدا شده. و همون طور که مطمئنم شما هم متوجه شدین هر چه از دنیای پشت "توری" به این سمت میایم رنگ ها واضح تر و قوی تر میشوند در واقع دنیایی که این درویش میبینه چیزی فرای اون تصویریه که بقیه میبینن.در نهایت هم این نکته به ما گوشزد میشه که همه ما از یک سیستم هستیم یا به عبارت دیگه "of a system" (سمت چپ تصویر و تقریبا میانه این عبارت رو میبینیم)

 

اما بحث من فقط رو این موضوع نیست…این پیرمرد یا همون درویش دچار نوعی حیرت شده برای همینه که بی خیال و راحت روی زمین لم داده در حالی که "دنیای خودشو از بقیه جدا کرده".در واقع سطح ابتدایی در درجات عرفان (چه غربی و چه شرقی) اینه که فرد در اولین مرحله به حالت متحیر در میاد اینجاست که کم کم از "جمع" جدا میشه و به اصطلاح از بیرون به "عالم درون خودش" سفر میکنه.

نکته جالب اینه که همه ما با شنیدن الفاظی مثل "سیر و سلوک" ، عرفان ، درویش و امثال اینها فورا یاد فردی می افتیم که در گوشه ای با لباس های ژنده در حال "وول زدن در دنیای خودشه". در حالی که نمیدونیم این تازه اولشه.اگه دقت کرده باشین در فیلم های آسیای شرقی مخصوصا چینی ها ، "اساتید" همیشه حالت شادی مصنوعی (ناشی از مشروب) دارند که این به نوعی نماد همین حالته ولی چون مکاتب غیر مذهبی (مخصوصا چینی) دقیقا نتوانستند افراد را به درجات بالای سیر و سلوک برسانند این است که نهایت پختگی یک استاد را در خنده های "مصنوعی" و به اصطلاح "شنگولی!" میبینند.

اما در عرفان اصیل اسلامی ما با چهار مرحله روبرو هستیم که اولین آن "حیرت" است که فرد به اصطلاح شطحیات میگوید .شطحیات جملاتی است که درستند ولی کفرآمیز جلوه میکنند و لذا "حلاج" در این مرحله ماند و در نهایت به خاطر همین شطحیات جان خود را هم از دست داد.

در مراحل بعد عارف در درون خود سفر میکند…میرود ، میرود ….آن قدر میرود تا خود را بشناسد که در این حالت در واقع به خدا میرسد(در همین زمان وی همچنین دارای مقامی در حد ملائک مقرب است)

بعد از این مرحله ، دیگر کارهای خارق العاده کردن هم عارف را سیر نمیکند وی دنبال ذات حق است پس بنابر این عمیق تر به درون سفر میکند.

اما این مرحله که تمام شد و عارف آن گوهر گرانبها که دنبالش بود را یافت حال به او ندا میرسد که باید در مسیر ی قرار گیرد که دوباره به جمع برگردد ولی این بار به این طریق که "حدودا با همه ولی حضورا بی همه" است.

و همانطور که مشاهده میکنیم حضرت موسی و حضرت محمد و امیرالمومنین هم بعد از چهله گیری ها دوباره به جمع بر میگشتند و این است از خصایص انسان کامل.

البته در عرفان شرقی "اوشو Osho" هم تقریبا در نهایت به جایی میرسد که مسئله جمع را مطرح میکند یا مثلا "هرمان هسّه" به طور کامل شیوه هندیان و بوداییان را در عرفان بعد از اینکه بیست سال با آنها همراهی میکند نقد کرده و آن را رد میکند.

اما نکته دیگری که قابل ذکر است این است که "هفت شهر عشق را عطار گشت ، ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم"

امیدوارم حداقل بتوانیم تا در این دنیا و "به رضایت" جرعه ای از دریای معرفت را بچشیم و لذت آن را ببریم چون در غیر این صورت اگر در عوالم بعدی به زور هم سطلی از آن را به ما بخورانند جز افسوس برای ما نخواهد بود که چرا خود به دنبال آن نرفتیم.

 

Ευαγγελος

 

 

 

 

del.icio.us Reddit Slashdot Digg Google StumbleUpon Windows Live Furl Netscape Yahoo BlinkList Bloglines Bookmark.it Ask Diggita Spurl Diigo LinkaGoGo Squidoo Fark Blogmarks Jeqq

۱۶
اسفند

آهنگ هرم : بالاخره همه میرن بهشت…

   Posted by: Ευαγγελος   in Art, Writings

 

آهنگ هرم : بالاخره همه میرن بهشت…

بررسی آهنگ Pyramid Song از گروه RadioHead

نمیدونم تا به حال این آهنگ رو گوش دادین یا نه؟ اگر گوش ندادین اول یه بار گوش بدین :

 

 

 

برای دیدن متن آهنگ اینجا کلیک کنید

این آهنگ یک کلیپ تصویری هم داره ولی متاسفانه نشد با کیفیتشو پیدا کنم اما در صورت علاقه میتونین تو این آدرس اونو مشاهده کنید.

خب اگه فرض کنیم شما آهنگ رو گوش دادین و کلیپ رو هم دیدین و در ضمن یه نگاهی هم به متن شعر اون انداختین حالا میتونیم بحثمونو شروع کنیم.

خود "تام یورک" درباره این شعر میگه :(( استفان هاوکینگز (فیزیک دان) تئوری ای دارد که در آن می گوید زمان یک نیروی دیگر است.بعد چهارم است به علاوه زمان دایره وار است . همیشه همین طور است."آهنگ هرم" درباره این است.این حقیقت که همه چیز در چرخشی دایره وار است. ))

 

به نظر من هم او خوب تونسته این منظور رو منتقل کنه مخصوصا با این کلیپه خارق العاده اش.

اما بحث اصلی تو این آهنگ مربوط به آدمیه که تصمیم میگیره در زمان(یا دنیاها) سفر کنه تا گذشته خودشو بفهمه برای همین هم از دنیای خشکی به دنیای زیر آب میره و اونجا شواهد و نشانه هایی پیدا میکنه که مربوط به زندگی خودش در زمان هایی دور در اونجاس.اکثر ادیان از جمله اسلام هم به این مسئله اشاره دارند که هر از چند گاهی کل زمین را آب فراگرفته و آفرینش دوباره آغاز میشود … البته در مورد اینکه آیا ما دوباره در هین زمین شروع به زندگی میکنیم یا نه بحث مختصری در این قسمت کرده ام که بهتون توصیه میکنم بخونینش.

اما بزرگترین نکته ای که در این آهنگ به آن اشاره شد این است که وی در طول این سفر تمام خاطرات و وقایع گذشته را پیش چشم خود میبیند (در جایی که میگه "تمام تعلقاتم اونجا با من بودند … تمام گذشته و آینده ام) و در آخر به این نتیجه میرسد که "بالاخره همه مون با قایقی پارویی به بهشت میریم…پس نه جای ترسی است نه جای شکی".

که این کل فلسفه ی دایره وار بودن نظام آفرینش است "قایق پارویی" دقیقا به این نکته اشاره دارد که این مسیریست که باید با حوصله و دقت پیموده شود.اما نکته ای که اینجا لازم میدونم براتون توضیح بدم تا یه وقت اشتباهی مسئله رو متوجه نشید اینه که حرف اصلی این فلسفه , این خواننده  و من اینه که "وقایعی که در طول زندگیتان اتفاق می افتد محال است که شما را یک قدم به سمت کمال نزدیک تر نکند" حتی شخصی که اشتباه ترین کارها را انجام میدهد به دلیل جهل خود و اثر عملش راه را برای یک "فرایند تربیت شدن" قوی تر و موثر تر که ممکن است در همین دنیا باشد یا در عوالم بعدی باشد باز میکند.پس او هم بالاخره در مسیر قرار خواهد گرفت ولی شاید دیرتر…

 

خلاصه مطلب این که : روز به روز که از عمرم میگذره بیشتر بهم ثابت که هر چی به ما میرسه اثر اعمال خودمونه که اگر ازشون استفاده کنیم در بقیه مسیر راحت تر خواهیم بود.

Ευαγγελος

 

 


del.icio.us Reddit Slashdot Digg Google StumbleUpon Windows Live Furl Netscape Yahoo BlinkList Bloglines Bookmark.it Ask Diggita Spurl Diigo LinkaGoGo Squidoo Fark Blogmarks Jeqq

۹
اسفند

ستاره شش پر - مبانی هندسی و فلسفی

   Posted by: Ευαγγελος   in Art, Writings, Articles

 

قدیمی تریم دست نوشته پیدا شده در قاهره مربوط به “تناخ” از کتب یهود

 

 

 

 

 

ستاره شش پر

 

نویسنده و محقق : نوید دزاشیبی

 

به نام خدا

ستاره اسرائیل. خب اولین چیزی که حتما به ذهن شما میرسد همین کلمه است.با عرض پوزش باید بگم بدترین و اشتباه ترین تعریف برای این علامت همین است که نام آن را ستاره اسرائیل بگزاریم. علامتی که شاید هزاران سال قبل از حضرت موسی موجود بوده و از نظر علمی و هندسی و نیز قدرت های ماورایی مورد توجه اقوام مختلف مخصوصا مصری ها بوده است.

دقیق ترین تعریف برای این نماد این است:

"یکی از اشکال ستاره که از روی هم افتادن دو مثلث بوجود می آید" - همین!

حال این ستاره میتواند در هر اعتقادی یک معنایی داشته باشد : یهودی , اسلام و البته انجمن های ماوراءالطبیعه

همان طور که در مراسم زیر که در انجمن فجر طلایی یا "Golden Dawn" در حال انجام شدن است آلیستر کرولی (که اصولا فردی اومانیست و بی دین است) را همراه با عده ای میبینسم که در حال اجرای یک مراسم سری میباشند.اگر خوب دقت کنید میتوانید این ستاره را در پشت ردای افراد حاضر در این مراسم ببینید.

آلیستر کرولی در حال اجرای مراسمی در انجمن فجر طلایی - برای دیدن تصویر با اندازه واقعی کلیک کنید

قدیمی ترین تعریفی که برای این نشان پیدا شده است مربوط به تعاریف "کتب {حضرت} سلیمان پادشاه {ع}" است که آن را نشانی برای محافظت در برابر خطرات طبیعی و ماوراء طبیعی میداند در این جا دو نکته قابل اهمیت است :

۱.پس دلیل آن که حضرت داود روی سپر خود این نشان را ایجاد کرد برای محافظت در جنگی بود که در پیش داشت , به عبارتی این احتمال می رود که حضرت داود با نوعی الهام یا وحی به قدرت این نماد پی برده است و از آن برای غلبه بر دشمن استفاده کرده است.

۲.دو نوع ظاهرا یکسان ولی متفاوت از استفاده از این نماد را دیده ایم :

الف)توسط یهودیان : آنها به احترام این که حضرت داود به آنها در جنگ با جالوت کمک کرد از این نماد استفاده میکنند چرا که سپاه آنها در آن جنگ با این نماد مشخص شده بود.

ب)توسط صهیونیست ها : صهیونیست ها را اگر بخواهیم دسته بندی کنیم بیشتر در گروه اومانیست ها قرار میگیرند تا یهودیان (برای مثال اعتقاد آنها در مورد آفرینش بی شاهت به آن چه در سه گانه ماتریکس دیدیم نیست) پس استفاده کردن از این علامت در پرچم اسرائیل دو جنبه دارد که یکی برای قداست بخشیدن به اعمال خود (برای فریب عام) و دیگری مربوط است به همان نیروی نهان در این علامت (که این از نظر خود آنهاست)

در اسلام این نماد معروف است به "خاتم سلیمان" که بیشترین استفاده آن را در کاشی کاریها و نیز در برخی کتب علوم غریبه که برخی از آنها منسوب است به "ابن سینا" دیده ام.

مثلا در دو شکل زیر که توسط خودم تهیه شده استفاده از این نماد را در علوم غریبه اسلامی میبینید:

علامت ستاره شش پر به همراه حروف رمزی در کتاب “علوم غریبه” ابن سینا نمونه دیگری از استفاده این نماد از همان کتاب

 

نمونه ای از کاشیکاری :

 

کاشیکاری اسلامی - الگوهای هندسی در کاشیکاری اسلامی

 

در مورد مباحث هندسی این شکل دوست خوبم آقای زورنده در وبلاگ خودشون توضیحات جالبی دادن ولی در تکمیل این توضیحات می تونم به "ستاره جادویی" اشاره کنم.

ستاره ای که اگر اعداد روی هر ضلع زاویه آن را با هم جمع کنید به عدد برابر میرسید به عبارت دیگر جمع اعداد روی هر ضلع با هم برابر است.

به مثال زیر توجه کنید :

ستاره جادویی - اعداد روی هر ضلع را جمع کنید می بینید که همه آنها با هم برابرند.

مثال های دیگری از خارق العده بودن این ستاره میتوان یافت , برای مثال بسیاری از اجزای طبیعت به این شکل اند.بسیاری از مولکول ها هم همین طور.من برای نمونه شکل دانه های برف را مثال میزنم:

 

دانه های برف - مثالی طبیعی از ستاره ۶ پر

به هر حال من شخصا نمیتوانم بی اهمیت از کنار این نماد بگذرم.

همان طور که گفته بودم از کنار مسائل گذرا عبور نکنید.نیک بنگرید و با دیدن هر نماد فورا آن را به عده خاصی نچسبانید!

 

فعلا

Ευαγγελος

 

del.icio.us Reddit Slashdot Digg Google StumbleUpon Windows Live Furl Netscape Yahoo BlinkList Bloglines Bookmark.it Ask Diggita Spurl Diigo LinkaGoGo Squidoo Fark Blogmarks Jeqq

جعبه قلبی شکل! - نیروانا

(Either JavaScript is not active or you are using an old version of Adobe Flash Player. Please install the newest Flash Player.)

 

“او مرا مانند یک ماهی(حوت) میبیند زمانی که من ضعیف شده ام”

 

از قشنگ ترین و ماندگارترین آثار دنیای گرانژ(از زیر سبک های راک) , به نظرم همین کلیپ “جعبه قلبی شکل” هستش که خود “کرت کوبین Curt Cobain” اونو ساخته.سراسر کلیپ پر از نمادهایی که برای همه ما معانی واضحی داره .

 

در همان ابتدای کلیپ پیرمردی را در یک بیمارستان میبینیم که روی یک تخت خواب خوابیده است و روی زمین نقش یک صلیب به طور آشکار نمایان است.

 

از طرز قرار گرفتن تخت خواب میتوان فهمید که صلیب بر عکس کشیده شده که این جزء اولین کلیدهایی است که “کوبین” در اول کلیپ میخواهد به ما بدهد و آن احتمالا می تواند این باشد ک میخواهده عامل مریضی این مرد را صلیب معرفی کند . در بحث نماد شناسی گفتیم که صلیب شکسته به نوعی نماد مورد تمسخر قرار گرفتن مسیح(ع) توسط شیطان است. در ادامه کلیپ جبرئیل را میبینیم که این بار به صورت یک زن چاق که تمام قسمت های درونی بدنش هم پیداست ظاهر می شود دو نکته جالب در مورد این جبرئیل سکانس های راه رفتن اوست در ابتدا او مقرورانه راه میرود و در سکانس بعدی میبینیم که او فقط تظاهر به راه رفتن میکند ولی حرکتی از وی نمیبینیم!.

 

وقتی میگوید “در دام جاذب آزاردهنده ای که برای مبارزه طلبیدنم گسترده ای گرفتار شدم” منظورش به صلیب کشیده شدن عیسی (ع) است اما چرا “جاذب”؟

 

خب این اشاره به بحث وسوسه های مسیح دارد که منظورش این است که به صلیب کشیده شدن مسیح به خاطر این بود که وی دچار وسوسه از طرف شیطان شده بود (به کلاغ هایی که روی صلیب نشسته اند توجه کنید , ببینید حالت جالبی دارند).

 

این طرز تفکر “کرت” درباره ی مسیح(ع) به خاطر وضع جامعه آمریکا است اصولا در اکثر جوامع و در اکثر زمان ها شاهد بوده ایم که یک عده چگونه با بازیچه قرار دادن دین برای رسیدن به اهداف خود راه را برای گمراهی انسان های ساده و مخصوصا بیچاره (از نظر روابط خانوادگی-عاطفی) باز میکنند. (نمونه آن را جوانی در نظر بگیرید که به خاطر اینکه از عده ای دورویی دیده است حاضر نیست اندکی در مورد مسلئل دینی تفکر کند)

 

اما اگر در زندگی “کوبین” کمی کند و کاو کنید به حرف من میرسید.من تصور نمیکنم اگر هر یک از ما جای او بودیم وضعمان بهتر از او میشد.

 

ولی خود او به این مسئله اشاره کرده است:

 

کودکی که در این کلیپ میبینید نماد فطرت پاک انسانی است.دقت کنید که چگونه وقتی کلاه وی که نشانه افکار اوست در لجن می افتد همه وجود او را سیاه میکند!

 

“هی صبر کن … یه شکایت جدید دارم … تا ابد مدیون نصیحت ارزشمندت هستم” در واقع این جمله میتواند به نوعی جمله ما به خدا باشد که بعد از نازل شدن عذاب به او میگوییم : “راست میگفتیا…ولی ای کاش به زور همون جا حالیمون میکردی”!

 

دقیقا وقتی به اوج نا امیدی خود میرسه میگه : “پس کمندت را بیفکن تا دوباره به جایی که بودم برگردم” … یعنی به خاطر فسادی که در ان گیر افتاده از خدا طلب مرگ میکند.

 

بدونین کار درست همیشه درسته…بقیش بهونس!…این که کی چیکارس , یه جور خود گول زدنه!

 

چه مسیح برای گناهان آدم ها مرده باشه چه نه…این هیچی رو عوض نمیکنه ما وظیفمون یه چیزه ,شناخت حقیقت.

 

-مواظب باشین خودتون , خودتونو گول نزنین.

 

Ευαγγελος

 

 

 

(توجه داشته باشین که من رو عقیده این قشر از مردم داشتم بحث میکردم وگرنه پاکی و معصومیت حضرت مسیح (ع) بر هیچ کس پوشیده نیست)

del.icio.us Reddit Slashdot Digg Google StumbleUpon Windows Live Furl Netscape Yahoo BlinkList Bloglines Bookmark.it Ask Diggita Spurl Diigo LinkaGoGo Squidoo Fark Blogmarks Jeqq

۷
اسفند

حشرات کمکم کردند جلوی خالق بایستم…

   Posted by: Ευαγγελος   in Art, Writings

 

کلیپ “Waits and Bleeds” از Slipknot

دو صحنه جالب در دو اثر متفاوت نظرم رو خیلی به خودش جلب کرد یکی کلیپ تصویری “می ایستم و خون میدهم” از اسلیپنات و دیگری صحنه درگیری “جان” با حشرات در فیلم کنستانتین.

در اولین اثر یعنی کلیپ “می ایستم و خون میدهم” فیلم حالت قدیمی دارد یعنی به گونه ای روایتی از یک واقعه گذشته است.در اولین سکانس فردی را می بینیم که با تبر به درختی می کوبد و از درخت خون می آید این درخت من را به یاد مفهوم “درخت زندگی” می اندازد که از نظر بسیاری از گروه هایی که منشاء اعتقادی آنها بر پایه کابالا قرار دارد مراحل آفرینش را با ۱۰ دایره به نام “سفیروت - لفظ عبری برای دایره-” نشان می دهند که از نور شروع شده و به بعد مادی میرسد.از طرف دیگر درخت زندگی نام همان درختی است که تمام موجودات همراه با آدم و حوا در کنار آن در بهشت (باغ عدن) زندگی میکردند.

به هر حال آن مرد درخت را قطع کرده و به کارگاه خود میبرد تا عروسک هایی که شکل اعضای گروه اسلیپنات هستند را بسازد.در ادامه می بینیم که این عروسک ها بعد از زنده شدن و با همکاری حشرات مردی که آنها را ساخته بود را ابتدا به زمین انداخته و سپس یکی از آنها وی را به آتش میکشد.

اما نکته ای که قابل توجه است نوع نگاه سازنده این کلیپ به موضوع است … نوعی اعتراض به دستورات دینی و در قید و بند خدا بودن در اوایل کلیپ وقتی مرد در حال کار روی “مخلوقات” خود است عروسک ها را میبینیم که زنجیر شده و در حالت زندانی قرار دارند.این تفکرات همان تفمراتی است که Anton Lavey و Peter.H.Gilmor سعی دارند در کلیسای شیطان خود بگویند.که البته بسیار ابتدایی و به راحتی قابل رد کردن است.

اما در فیلم کنستانتین وقتی “بیمان” دوست “جان” در زیرزمین یک کارگاه مشغول توضیح درباره “مامون -Mammon-” از روی یک انجیل قدیمی که به زبان لاتین نوشته شده میباشد ناگهان صدایی میشنود او گوشی را قطع کرده و وقتی “جان” به او میرسد او را در حالی میابد که مرده است و حشرات از داخل بدن وی به بیرون می آیند. این در حالی است که در چند سکانس قبل تر وقتی “جان” در خیابان در حال عبور است ناگهان یک فرد که تمام قسمت های بدنش از حشره تشکسل شده به او حمله میکند و سعی در کشتن وی دارد.

سوسک و کلا حشرات در بسیاری از اعتقادات نماد شیطان بوده و به همین دلیل بسیار مورد تجلیل گروه های راک و متال میباشد.برای نمونه اشاره میکنم به ترانه “Between angels and Insects” از گروه “Paparoach” خود نام گروه که به معنای “بابا سوسکه” است دلالت بر این موضوع دارد.

البته این آهنگها بیشتر تصویر محور هستند تا کلام محور به همین دلیل خواندن اشعار آنها را به عهده خودتان میگذارم.

به هر حال من معتقدم از حکومت خدا خارج شدن محال است…شما چطور؟

مشاهده کلیپ “می ایستم و خون میده” مشاهده متن شعر این آهنگ

مشاهده کلیپ “میان حشرات و فرشتگان” مشاهده متن شعر این آهنگ

 

- مواظب حشرات باشید

Ευαγγελος

del.icio.us Reddit Slashdot Digg Google StumbleUpon Windows Live Furl Netscape Yahoo BlinkList Bloglines Bookmark.it Ask Diggita Spurl Diigo LinkaGoGo Squidoo Fark Blogmarks Jeqq

۷
اسفند

واقعا چند بار در دنیا زندگی میکنیم؟

   Posted by: Ευαγγελος   in Articles

نمودار و ساختار آفرینش - به کجا میرویم؟

 

 

آیا همین یک بار در این دنیا زندگی میکنیم؟

بررسی مسئله تناسخ و ارائه یک مدل جدید برای آن

نوشته نوید دزاشیبی

 

به نام خدا

شاید تا به حال کلمه "تناسخ" به گوشتان خورده باشد.اگر نمی دانید تناسخ یعنی چه یک تعریف ساده برای تناسخ را میتوانم این گونه بیان کنم:

"بازگشت به جهان فعلی و زندگی دوباره در کالبدی جدید که میتواند به شکل حیوان یا انسان باشد."

یعنی چه؟

یعنی وقتی شما در این جهان میمیرید با کلبدی جدید دوباره به این جهان می آیید تا زندگی تازه ای را آغاز کنید.

مسئله مهم در این جا فرعیاتی است که در آن وجود دارد …مثلا چرا کالبد حیوان؟ (عقاید مسیحی) چرا ۱۰۰۰ بار (عقاید برخی فرق اسلامی) و چراهای دیگر.

مسئله تناسخ بدین شرح که گفتم از نظر شرع کاملا باطل است. ولی در عرفان اسلامی من دیده ام که اسمی از تناسخ برده شده است و آن به معنی سیر درجات و پیشرفت در امور باطنی است : ۱.برای موجودات غیر از انسان ۲.برای انسان

بحث من در اینجا در مورد انسان است اما در مورد موجودات غیر انسان همین قدر بگویم که "جماد (خاک و…) که به گیاه تبدیل میشود در اصل در اثر تناسخ به ماهیتی بالاتر که گیاه است تغییر شکل پیدا میکند همین طور گیاهی که توسط حیوان یا انسان خورده میشود"

اما به موضوع اصلی خودمان که برگردیم این موضوع دارای اهمیت است که بعد از مرگ کجا میرویم؟برزخ چیست یا کجاست؟ آیا اصلا برزخ اسم مکان است؟و…

در قرآن آمده که در ازل از شما پرسیدیم که "ایا من پروردگار شما نیستم؟ پاسخ دادید:بله"

خیلی نکته مهمی است و لطائف بسیاری در خود دارد.این "ازل" کی بود که ما بله گفتیم.

پس از اینجا میفهمیم قبل از تولد ما قطعا عالم دیگری بوده است.

یعنی اگر من بخواهم کلی توضیح دهم این گونه میشود که : در ابتدا خداوند ما را خلق کرد و ما هم تایید کردیم که "بله تو خدای مایی" سپس "هر کدام از ما در مسیر خود قرار گرفتیم" و به عبارتی "در مسیر خود هدایت شدیم" حال به این جهان رسیدیم.داریم عمر خود را میگذرانیم هنگامی که وقت مرگ فرا رسید , خب میمیریم! ولی این که بعد از آن به کجا میرویم مسئله این است که به این جهان باز نمیگردیم بلکه به عالم برزخ میرویم که این برزخ اسم مکان نیست بلکه فاصله بین مرگ تا قیامت است.

همون طور که میدونید ما آمده ایم که بالاخره به اصل و جایگاه اصلی خودمان در بهشت(نه لفظ بهشت منظور یکی شدن با پروردگار است" بر گردیم

پس وظیفه اصلی ما سیر درجات و به اصطلاح بالا رفتن است ولی آیا این عمر برای ما کافیست؟آیا همه به یک اندازه زمان لازم دارند تا "آنچه را که باید بفهمند , بفهمند"؟ قطعا خیر.

هر کدام از ما باید عوالم بسیاری را طی کنیم تا به سر منزل مقصود برسیم ولی این عوالم ویژگی هایی دارد که جالب است بدانید … شاید این طوری خیالتان راحت شده باشد که "خب,پس در این دنیا هر کاری میتوانیم بکنیم که در جهان بعد جبران خواهیم کرد یا خواهیم فهمید" , ولی متاسفانه باید بگم تنها در این جهان که تنها عالم مادی در بین این عوالم است میتوانیم سعی و خطا داشته باشیم و جبران عمل نماییم هر عالم تصویر اعمال عالم های قبلی است.نمونه بارز آن کتاب "سیاحت غرب" آیت الله قوچانی است. این کتاب قطعا سرگذشت و مسیر ایشان است و برای ما قطعا وضع متفاوت خواهد بود.

اما به روشنی دریافت میشود که آثار اعمال وی چگونه در مسیر وی پدیدار شده بود.اگر به متن کتاب توجه کنید میبینید که هر از چند گاهی مکانها عوض میشود که این مطمئنا تعبیر رویایی وی از همین عوالم بوده است و خداوند خواسته بود تا در عالم رویا به ایشان این مسئله را نشان دهد.

نکته دیگر این است که هر چه از این جهان به سمت قیامت پیش میرویم اثر اعمال واضح تر(درس گرفتن از اشتباهاتمان راحت تر) ولی تاوان آن سنگین تر میشود برای مثال وقتی دروغ میگوئید یک اثر طبیعی آن این است که به شما دروغ میگویند اما خوش به حال کسی که این را درک کند چون ممکن است اثر این عمل در عالم بعدی "کتک خوردن از دست صاحب مزرعه هندوانه" باشد! (بیشتر رو مفهوم فکر کنید تا مسایل جنبی!)

پس دلیل اینکه در شکل بین مرگ تا قیامت بیشمار عالم مشخص شده اسن است که درجه هر شخص برای درک حقیقت با شخص دیگر متفاوت است .آیا میدانید که اشخاصی هستند که در همین جهان "آنچه باید بفهمند را فهمیده اند"؟ اینان دیگر برزخ ندارند و بعد از مرگ مستقیم به آغوش پروردگار می پیوندند و "جزئی از او" میشوند.

بنابراین معنی درست تناسخ این است که من میگویم : "رفتن با کالبدی جدید به عالم بعدی در جهت رفتن به سطحی بالاتر" به عبارتی "همه از خداییم و به سوی او بر میگردیم … یا به رضایت یا به کراهت"

این قائده برای همه یکسان است مگر همان افرادی که در همین عالم بفهمند , کلمه "موت اختیاری" که به "موت سبز" هم موسوم است برای این دسته از افراد است افرادی که در هر اتفاقی خیر میبینند و همیشه در برابر اتفاقات سکوت میکنند اینان در واقع در حالت زنده شهید شده اند (موت سبز).خوشا به حالشان.

برای اینان موت اجباری معنایی ندارد و هر لحظه آماده اینند تا به پروردگارشان بپیوندند.در ضمن در هر لحظه آنها این لیاقت را دارند که به پروردگارشان بپیوندند.قیامت اینان از همان لحظه ای که در مسیر حق می افتد آغاز میشود.

-درک این گونه موضوعات مشکل و توضیح دادن آن بسیار مشکل تر است.اگر جایی را گنگ توضیح دادم از شما خواننده گرامی معذرت می خواهم.

در مسیر حق باشی

Ευαγγελος

del.icio.us Reddit Slashdot Digg Google StumbleUpon Windows Live