کودک پیری شدم

مردن نمیخواهم
اما فرقی هم بامرده ندارم
خودکشی گناه است
دِگرکشی آیا گناهتر نیست؟
شخصی خودِ دیگرش را میکشد
دیگری،خود را برای،دیگری،میکشد
و دیگری،دیگری را،برای خود
و دیگری که،دیگری را،میکشد
برای جُرمِ دیگری
بچه هامان راحت نمیخوابند
آنها مردگان و کشندگان فردایند
و کودک دیروز من دیگر دستش را به دست کسی نمیدهد
زیرا که از رها شدن بیم دارد
و به ناچار از ترس دوباره کشته شدن
امروز تبدیل به کودکی پیر شده
و میخواهد خورشیدی باشد که میدرخشد
گناه را آن کرد که گفت مرا بکش
نه آنکه کشنده است چرا که کشندگی ذات اوست
صدایم در نمی آید زین پس
دستانم به جای من حرف خواهند زد
و شاید ساعتهایی که شاهد من بودند
نه کودکم،نه عاقلم
هیچ یک را بامن کاری نیست
مردن نمیخواهم
اما فرقی هم با مرده ندارم
و امروز کودک پیری شدم که میخواهم بدرخشم
نور نمیخواهم…..

نوید دزاشیبی
۱۹  فروردین ۹۱