من می تراوشم

من می تراوشم

امروز می تراوشم
اما هر روز نمی توانم
تمام سعی من این بود که چشمه باشم
اکنون ظرفی هستم
که گرچه جا زیاد دارد
ولی محدود است
میخواهم بتراوشم
اما هر روز نمیتوانم
بیم خالی شدن دارم
و ترک خوردن
بگذار خالی شوم
شاید تو چاه عمیقِ تراوشِ من هستی
بگذار خاموش شوم
شاید عمر من همین است
که برای تو بجوشم
اما از خاموشی من شکایت نکن
هر آنچه داشتم
بیرون ریختم،عمیق تر هم خواهم شد
هرگاه نفس کشیدنم وارونه گردد
و با هر بازدم،نفسی تازه
به جهانیان تقدیم کنم

نوید دزاشیبی
۱۹  فروردین ۹۱