فنرهایم بی صدا نخواهند بود

کوکم کردند
صداییست که مدتها آن را بلند بلند پخش می کنم
اثر چرخش فنرهایم را فراموش نخواهم کرد
خواهش می کنم ، خواهش می کنم گوشتان را پاره کنید
صدایم را بر روی زخم گوشتان مرهم خواهم کرد

کوکم کردند
مدتهاست هر روز خودم را بازبینی می کنم
اگر چرخ دنده هایم پوسیده نبودند پس چرا گریه نمی کنم
بمانید تا مگر بتوانم نور را در صدای خود خفه کنم
صدایم زندان ابدی گرمای سوزاننده ات خواهد بود ای خورشید

کوکم کنید
زیبایی سرمای پاییز را زیر نورهای جدید خواهم خواند
اتصالاتم را حتمن سالهاست که جایی به دور انداخته ام
اگر روزی اولین اتصالم را به خاطر بیاورم
با صدایم جای زخم اتصالاتم را ترمیم خواهم کرد

هنوز هم فنرهایم می چرخد
نتوانستم آفتاب را به دام بیندازم
خواهش می کنم بمانید ، خورشید مغلوب ما خواهد بود
نتوانستم رگهایم را نجات دهم

با تو ام ای نور سوزاننده ، ما را نخواهی یافت
صدایم محافظ من است ، به زیر چتر صدای من بیایید
کوکم کنید، صدایم زندان ابدی گرمای سوزاننده ات خواهد بود ای خورشید

هنوز هم فنرهایم صدا می کند
نتوانستم جلوی ایستادنشان را بگیرم
فنرهایم بی صدا نخواهند بود

صدایم طور دیگری نور را خواهد بلعید
روزی که آخرین چرخش اولین چرخ دنده ام تمام شود

خواهش می کنم بمانید ، خورشید مغلوب ما خواهد بود
خواهشم می کنم بمانید …..

۳۰/۶/۹۲
۱۳:۵۲
نوید دزاشیبی