شمارش معکوس آسمانی

روزی روزگاری باور کنید در کنار هم با شادی زندگی می کردیم
میان هر آنچه از عجایبی که تنفس می کردیم
روزی روزگاری باور کنید می توانستیم ساخته ها را خراب کنیم
کنار تمام ریشه هایی که در خاک رانده بودیم
همیشه سرودهای شاد خواندن برای فرار از سیاهی گذشته نیست، گاهی پشت کردن به سیاهی ای که از روبرو می آید لازم است. همه در کنار یکدیگر با خوشحالی زندگی می کردیم با کمال میل حاضر بودیم تمام آجرهایی که روی هم گذاشتند را در چشم به هم زدنی نابود کنیم ، آری با خوشحالی زندگی می کردیم. همیشه سرودهای شاد خواندن برای فرار از سیاهی گذشته نیست … کاغذی پیدا کردم گویی سالهاست آن را داخل جیب چپ پیراهنم گذاشته بودند ، پس چرا متوجه آن نشدم؟ من متوجه کاغذ سیاه داخل جیب چپم نشدم …. تنها معنی کاغذ نمایش جهت سیاهی های آینده بود به صورت نقطه ای در وسط و دایره ای که دور تا دور آن وجود داشت …. جهت را خوب نمایش داده بود از فهمیدن موضوعی به این مهمی سرودی شاد با صدای بلند خواندم و شروع کردیم به خراب کردن هر آنچه روی هم گذاشته بودند …. در آن سرزمین پهناور می دویدیم …. هر آنچه از بالا می آمد را تنفس می کردیم با آن که ریشه هایمان مزاحم ما بودند …. کاغذ در دستم بود و می خواندم و می رفتیم همه با هم …. وقتی کاملا آن را درک کردم ، کاغذ را دور انداختم …. اکنون جهت ورود سیاهی را می دانستم تمام آن در ذهنم حک شده بود …. کافی بود یک دایره کامل به دور خود بچرخم و نگاه کنم آنها جهت ورود سیاهی ها بودند…..

۱۲:۱۱ ظهر
۵/۷/۹۲
نوید دزاشیبی