خلق معجزه چیست؟

چهار نوع معجزه وجود دارد که تو می توانی آنها را خلق کنی. اما اول مهم است که آنها را درک کنی

معجزه عمل مثبت
این نوع معجزه بُعد مثبت جدیدی در زندگی تو بوجود می آورد. چه به این صورت باشد که تو اضافه حقوق بگیری و یا اینکه مرد یا زن آرزوهایت را پیدا کنی، به هر صورت این معجزات کیفیت زندگی روزمره تو را افزایش می دهند. کلید بوجود آوردن معجزه عمل مثبت در زندگی این است که تمامی اتفاقات و وقایع را به عنوان فرصت های طلایی ببینی و نه به عنوان مشکل و چالش. لازم است که این فرصت ها را واقعاً و عمیقا درخواست کنی و بخواهی که با آنها درگیر بشوی چون به تو توانایی این را می دهند که بر طبیعت و ذات خود و بر عکس العملهایی که فکر میکنی عادت به انجام آنها داری و واکنشهای حتمی تو هستند برتری پیدا کنی. چگونه؟ مشکلات باعث می شوند که تو واکنش نشان دهی. تو نگران می شوی، اذیت می شوی، حرص می خوری. غر می زنی. اگر به این کارها ، به این عادات ادامه بدهی، مطمئن باش که معجزات وارد زندگی تو نخواهند شد. تکرار ، تکرار و تکرار … چیزی جز تکرار نخواهی دید … اما اگر بر میل به واکنش دادن به مشکلات خود (منظور واکنش ها و عادات می باشد) غلبه کنی و آنها را واقعاً برای آنچه که هستند بشناسی –این یعنی موقعیتی برای برتری پیدا کردن بر ذات و خوی غریزی خود (صدای نفس که همیشه تو را به انجام یک واکنش خاص و تکراری می خواند) – معجزه ای به همان تناسب و به اندازه بزرگی همان مشکل برایت در راه است و اتفاق خواهد افتاد. زندگی این گونه کار می کند. تو میتوانی بر آنها غلبه کنی ، در واقع تو خالق لحظات زمان حال و آینده خود هستی … وقتی تو می اندیشی که آشوب یا هر نوع بدی و اتفاق بد اجباری برای تو اتفاق می افتد و حس میکنی باید فلان اتفاق بد بیفتد و در دل خود تشویش و استرس داری و از آن می ترسی ، در واقع به وجود آن ها دامن زده ای و خود را درون آن انداخته ای …. مطمئن باش تنها زمانی رنگ زیبایی بینهایت و ادامه دار را خواهی دید که واکنش ها و قبل از آن عوامل واکنش مثل ترس ، نگرانی ، استرس و مثل اینها را کنار بگذاری.
واکنش همیشه آن چیزی نیست که در جامعه با عنوان "رفتار بد" شناخته می شود….برای مثال شخصی که همیشه عادت دارد وقتی سرش داد می زنند سکوت کند و سرش را پایین بیاندازد و حرفی نزند در واقع همیشه در حال انجام یک واکنش (از روی عادت) به صورت نوعی رفتار شبه عاقلانه می باشد گرچه ممکن است اطرافیان تحسینش کنند و برعکس شخصی هم که عادت دارد تا کمترین حرفی به او می زنند سریعا خشمگین شود دقیقا در همان سطح و کیفیت نفر قبل قرار دارد.
واکنش ها یک ویژگی مشترک دارند….همگی برای انجام دهنده خود لذت ایجاد می کنند….آری آنها لذت دارند…اما لذت آنها آنی و بلافاصله افت کننده است. سریعا از حالت اوج به تاریکی و خلاء می رسند.
رفتار فاعلانه یعنی آن رفتاری که با پا گذاشتن روی واکنش و عکس العمل انجام می پذیرد ، منجر به معجزه و لذت طولانی و ماندگار خواهد شد طوری که طعم نور را خواهی چشید.
رفتار فاعلانه یعنی آن لحظه ای که میل و فطرت و قلب انسان پیامی می فرستد… و همزمان صدای نفس انسان با انواع ابزارها مثل ترس ، نگرانی و یا در لباس ابزارهایی مثل عقل و منطق و تحلیل های بی مورد میخواهد تو را از فطرتت دور کند ، تو می آیی و آن صدا را خفه می کنی و تحمل درد پا گذاشتن روی عادت و رفتار واکنشی را برای مواجه نشدن با درد ابدی تاریکی به جان می خری…. شخصی که دندانش را می کشد درد بیشتری از شخصی که دندانش درد می کند را تحمل می کند اما درد شخصی که دندانش را کشیده نهایت دو روز است و درد شخصی که جرات غلبه بر ترسش را ندارد تا ابد خواهد بود و حتی میتواند منجر به ایست قلبی و مرگش نیز بشود.
باید توجه داشته باشی که از ابزار نفس برای وادار کردنت به واکنش ، خودخوری و خود تخریبی است…. برای مثال چرا یک معتاد ترک نمی کند…چون به محض حتی فکر کردن به تصمیم به ترک ، صدایی درونش می گوید تو آن قدر غرق در کثافت شده ای که نمی توانی از آن در بیایی … بگذار با همین منوال ادامه دهی چون تو قادر به ترک عاداتت نیستی … انگار تو برده و بنده عاداتت شده ای … اما این گونه نیست …. اگر تو باور نداشته باشی که گذشته تاریک و اعمال اشتباه تو ، حال و آینده تو را می سازند و اگر باور کنی که تصمیم اکنون تو و مقاومت و رفتار فاعلانه و تاثیر گذار تو حال و آینده تو را می سازد ، قطعا به نور وارد می شوی با تمام وجودت…تو ظرفت را پاک می کنی برای دریافت نور و برکت بیشتر … برای اتصال به خالق … برای پاک زندگی کردن …. و برای لذت ابدی و جاودان
هر کاری در روز که باعث لذت کوتاه مدت می شود نوعی واکنش و بی هوده است…. غذا خوردن را تصور کن … چه کسی بیشتر لذت می برد؟ کسی که غذای مورد علاقه اش را در حد متعادل می خورد و لقمه لقمه آن را مزه مزه می کند یا کسی که به سمت تمام غذا ها حمله ور می شود ؟ مطمئنا شخص دوم بعد از مدتی دچار دلدرد می شود و حتی ممکن است سلامتی اش به خطر بیفتد علاوه بر اینکه دلزدگی هم برایش اتفاق می افتد
آن چیز که به رایگان ، بدون مقاومت و از روی عادت و با حرص و ولع بدست آید جز حس شرم ساری و حقارت برای ما چیزی ندارد…. آن چیزی که از روی میل اصیل قلبی و فطری و با مقاومت و پایداری بدست آید لذتی جاودانه خواهد داشت.
شاید ندانی اما رفتارهای واکنشی هم نور و لذت تولید می کنند!!! اما کدام نور؟ بگذار برایت مثالی بزنم
حتمن لامپ های حبابی را دیده ای …. درون آن یک حالت دو شاخه وجود دارد با یک سیم نازک که انها را به هم وصل کرده …. میدانی آن سیم چیست؟
آن یک نوع سیم با مقاومت بالاست …. وقتی جریان از قطب منفی به مثبت می رود در سیم مقاومت وجود دارد و این باعث ایجاد نور ممتد و ادامه دار می شود … این است که وقتی جریان برق وصل است لامپ روشن می ماند …. حال سوختن لامپ را تصور کن ، چرا لامپ می سوزد؟ چه می شود که می سوزد؟ … وقتی مقاومت لامپ یعنی همان سیم خراب شود یا حتی رفته رفته کم شود …. به اصطلاح علم برق اتصال کوتاه بین قطب مثبت و منفی ایجاد شده و ناگهان نوری خیره کننده ایجاد می شود و بلافاصله تاریکی همه جا را در بر می گیرد.
خواستن ما قطب منفی و نعمتها ، خوشی ها و لذتها قطب مثبت هستند …. ما همیشه فراموش می کنیم که باید مقاومتی این بین قرار دهیم …. چه به صورت تلاش ، چه به صورت عادت نکردن ، چه به صورت کنترل کردن خودخواهی و حتی چه به صورت کنترل کردن محبتهای بی مورد … به همین دلیل هیچ کدام از لذات ما ماندگار نیستند … و این است دلیل غمگین بودن ما که موجب ناراحتی خالق می شود …. خالقی که ما را آفرید تا ظرف وجودمان را از نور ، نعمت و لذت نامحدود پر کند.
معجزه رفع شدن
این نوع معجزه چیزهای منفی را از زندگی ما رفع می کند. مثلا درمان شدن یک بیماری بد، یک دشمن سرسخت ما به طور ناگهانی به مکانی دور دست نقل مکان می کند. یا به طور ناگهانی یک پولی به دستمان می رسد که تمامی قرض ها و مشکلات قانونی ما را رفع می کند. یا به طور ناگهانی وقتی تصورش را هم نمی کنی جفت ازلی و عشق واقعی خود را ملاقات می کنی و توسط او از تاریکی رهایی می یابی درست وقتی که ناامید هستی و آرزو داری تا از ناامیدی نجات یابی… اینها معجزات رفع کردن هستند. کلید ایجاد این معجزات این است که تن به درد و رنجی که احساس می کنیم ندهیم….یعنی آن چیزی که فکر میکنیم ما را رنج می دهد را باور نکنیم و وجود آن را نپذیریم ، خود را برده آن نپنداریم ، به قدرت آن دامن نزنیم … بدانیم که ما هستیم که قوی و استوار پیش می رویم و آن درد و رنج اصولا هیچ قدرتی ندارد چرا که اصلا موجودیتی ندارد! … و چرا که آن قدرتی که ما به عنوان قدرت تخریب گر آن درد و رنج می شناسیم در واقع قدرت باور غلط خودمان است….مطمئنا از نظر درونی ما باید در معرض چنینن مشکلی قرار میگرفتیم تا با غلبه بر واکنش در برابر آن به یک مرحله بالاتر صعود نماییم …. چه درد فیزیکی چه فکری چه مادی و چه معنوی. هر چه که موجب احساس درد در تو می شود، موجب رفتار واکنشی می شود. در این زمینه واکنش تو ممکن است احساس ترحم نسبت به خود، احساس قربانی بودن و سرخوردگی و ملامت کردن خود باشد. این رفتار به ظاهر "طبیعی" تمامی قوانین طبیعی جهان را در وضع کنونی نگه می دارد و این می شود که همیشه اتفاقات تکراری در زندگی می بینیم و علی رغم تلاشهای بسیار برای ایجاد تغییر در "پیرامون"
 همچنان در یک چرخه ثابت و تکراری زندگی می کنیم …. کمی فکر کن … معجزه های زندگی ات همیشه وقتی بوده که حتی فقط فکر کرده ای و تصمیم گرفته ای تا جلوی یک عادت و رفتار واکنشی بایستی…. زمانی بوده اند که تو در "درون" خودت تغییر را ایجاد کرده بودی … آن موقع بود که تغییر را در همه جا حس کردی وقتی که مسؤولیت آن احساس درد و رنج را قبول کردی و درک کردی که این بازپرداخت و نتیجه رفتار نا مهربانانه خود تو می باشد – در این زندگی و زندگی های گذشته – تو نیروی معجزه را در زندگی خود فعال می کنی.
معجزه جلوگیری کردن
تشخیص دادن این معجزه یکی از مشکل ترین هاست، چون مستلزم این است که بفهمیم چه چیزی برایمان اتفاق نیفتاده.
فکر کن که یکی از دوستانت پشت سرت به تو بی احترامی کرده. تو دلیل خوبی برای نشان دادن خشم و انفجار نسبت به او داری. ولی تصمیم می گیری که از میل خود برای انتقام گرفتن خودداری کنی. بر احساسات و بر درد خود برتری می یابی و با دوست خود با شأن انسانی و محترمانه رفتار می کنی.
تو درک می کنی که این ماجرا بر حسب قانون عمل و عکس العمل بوده که اتفاق افتاده ، چون تو احتمالا در گذشته (حتی شاید در زندگی های پیشین) این فرد یا فرد مشابهی را به نحوی رنجانده ای.
اگر این را پذیرفتی ، اگر توانستی درک کنی حالا تو یک معجزه در راه داری.
هفته بعد داری با ماشین سر کار می روی. در سرنوشت تو قرار بوده که وقتی سر چهارراه از چراغ سبز رد می شوی یک ماشین دیگر با تو تصادف کند. سر آن چهارراه در حالی که منتظر عوض شدن چراغ قرمز هستی، انرژی معجزه تو را احاطه می کند. یکهو دلت می خواهد که شبکه رادیو را عوض کنی و دنبال آهنگ بهتری می گردی. وقتی پایین نگاه می کنی نمی بینی که چراغ سبز شده. چند ثانیه می گذرد و تو داری شبکه های رادیو را اسکن می کنی. ناگهان ماشینی که قرار بوده با تو برخورد کند از چهارراه می گذرد. در این ضمن تو آهنگ دلخواه خود را پیدا کرده ای. به بالا نگاه می کنی و می بینی که چراغ سبز است و امن و امان سر کار خود می روی. بدون اینکه بدانی به چه فاجعه ای نزدیک بودی.

معجزه افزایشی
از بعضی جهات این معجزه کمتر از بقیه معجزات تاثیر گذار و شیرین است ولی به مهمی بقیه می باشد. مثل بیشتر مردم، حتما تو هم برای رسیدن به اهدافت در زندگی به سختی کار و تلاش می کنی…..حاضری پا روی خیلی از خواسته هایت بگذاری ولی مثلا درست را تمام و کمال بخوانی …. این روند ممکن است سال ها و حتی دهه ها طول بکشد. و حتی بسیاری از خواسته های دیگر برای مثال: پیدا کردن یک همسر و عشق واقعی ، ساختن یک خانه، پول کافی برای مسافرت یا یک آهنگ ساز موفق شدن. معجزه افزایشی زمانی است که چیزی که باید بیشتر طول می کشید، زودتر اتفاق می افتد….دقت کن میتوانست سالهای بیشتری طول بکشد اما زودتر اتفاق افتاد… یک روز به طور ناگهانی جلوی تو ظاهر می شود، به شکل عشق در نگاه اول، یا حتی در شغل به صورت یک فرصت عالی تجاری. این یک شانس الکی یا بخت خوب نیست. تو خودت موجب آن شدی، هر زمانی که بر نفس خود برتری پیدا کرده بودی ، هر زمان که واکنش نشان نداده بودی و هر زمان که رفتارت فاعلانه و مثبت و تاثیر گذار و غلبه کننده روی نفست بوده و در یک جمله به جای واکنش دادن مقاومت کردی.
اکنون می دانی که تو خودت مسئول ایجاد تمامی معجزات در زندگی خود هستی و این خواسته خالق است که چنین باشد. یواش یواش که طبیعت خود را تغییر داده و دگرگون می کنی، قدم به قدم، بتدریج نیروی ایجاد معجزه را باز می کنی.
این به تناسب اتفاق می افتد. درجه دگرگونی و تغییر شخصی و درونی تو متناسب با مهارت معجزه آفرینی تو است. اگر برای خودت معجزه ای جلب نمی کنی، دلیلش این است که هنوز همان آدمی هستی که ۱۰، ۲۰ یا ۵۰ سال پیش بوده ای. ولی حتی همین الان که به فکر فرو رفته ای هم در حال تغییر و تحول هستی و پیرامون خود را دگرگون کرده ای heart

(با ادراک شخصی و دخل و تصرف در مقاله ای از م.برگ)