بی هُویَتْ ۱

باوْنْتی : اگر من کشاورزم ، من در زمینم نخواهم گذاشت دانه ها تنهایی رشد کنند.
لیلیکویْ : نَهایتِ کَفِ دستانم را شخم بزن
باوْنْتی : هر ۵ سانت دو دانه ، هر دو دانه ۵ سانت ، من دانه های من و تو دانه های تو را و زمینْ سپاسگذار از پر کردنِ آغوشِ مادریَش.
لیلیکویْ : نَهایتِ کَفِ دستانم را شخم بزن ، شخم بزن با ناخن های تو مزرعه‌ی من را با آوازِ آغازْ ، آغازِ فصلِ اِشْپْرینْگْ
باوْنْتی : سپاس ، سپاس ، سپاس که عددِ ما کم نمی شود و عددِ دانه ها اگر من کشاورزم من مادرْ زمین را شخم می زنم ، اگر من کشاورزم کودکانِ جوانه زده را سرپرستی خواهم کرد ، من کودکانِ تنها را کودکانِ من خواهم ساخت آنها با هم پدری کشاورز را تنها خواهند داشت.
لیلیکویْ : کشاورز ، ۴ انگشتْ ۳ بند و یک انگشتْ ۲ بند ، ۱۴ بندِ انگشتانم را قطعه قطعه کَردمْ دانه های تو باشند ، کشاورز متعهد باش، کشاورز ۱۴ کودکِ من در آغوشِ مادرْ زمین جوانه می زنند اما تو باش وقتی که جوانه ها را روی دستان و قلبِ شخم زده‌ام پیوند خواهی زد. من ، من را دوست ندارم ، من لیلیکویْ را دوست ندارم. تنها ۱۴ جوانه را می خواهم ، مرا پیوند بزن
باوْنْتی : اگر من کشاورزم ، در زمینی که شخم زدم ، من ها من را تنها نخواهند گذاشت. من لیلیکویْ را با دستِ من پیوند می زنم تا او با جوانه های او لیلیکویْ را دوست بدارد اگر من کشاورزم.

نوید دزاشیبی
۱۸/۱۱/۹۱
۲۲:۴۰ شب