ابتدای مسیر

ابتدای مسیر ساختن یک درخت از آنجایی بود که مرد و زمین تصمیم گرفتند تا درخت را به وجود بیاورند….پس مرد دانه ای در زمین کاشت و زمین هم با جان و دل از دانه محافظت کرد تا اولین نشانه های درخت آشکار گردید….آری….جوانه ای نو سر از خاک درآورد….اما آیا این پایان قصه بود؟ درختی که هم اکنون جوانه زده آیا تنها با رسیدگی مرد میتواند رشد کند؟ آیا اصولا رسیدگی یک طرفه است؟ زمین که مواد مفیدی را به جوانه میدهد اگر بدون مواد معدنی و مفید گردد جز مرد چه کسی را برای پر کردن و انرژی گرفتن خواهد داشت؟ اما امان از پرندگان که چند صباحی را روی زمین نشستند و زمین غافل از اینکه آنها دانه هایش که امانت مرد به اوست را خواهند خورد….آنها زمین را چه میفهمند؟ آنها جوانه را چه میفهمند؟ آنها فقط دانه میخواهند….فقط دانه میخواهند…زمین ، زمین مرد است و دانه تنها لایق زمین….پرندگان هیچ نیستند جز خورندگان دانه و ساعی در راه گول زدن مرد با آواز خوش الحان…اما آنها هیچ نیستند وقتی جوانه بیشتر رشد میکند….آنها دیگر نه توان خوردن خواهند داشت نه گول زدن…فقط به جای دیگری خواهند رفت…

نوید دزاشیبی
۲۵ اردیبهشت ۹۳
۱:۰۴ صبح