آرام بخش

آرام بخش

آرام بخشی وجود ندارد
مُسَکن ها خورده می شوند
بی آنکه بدانیم مثل آهن ربا دردهای امروز را برای فردا جذب می کنند
آرام بخشی وجود ندارد
حتی با خوردن آرام بخش هایی که تورا می شنوند
چگونه می توان از دردِ فراموشی و عادتِ اجباری گریخت؟
آرام بخشی وجود ندارد
کلامی که می گویی و کلامی که شنیده می شود
تو را تبدیل به زالو می کند
زالویی که به جای خون ، تلقین طلب می کند
بیماری که برای درمان باید دوباره مبتلا شود
مُرده ای که برای زندگی دوباره درخواست قتل می کند
و همچنان زالویی که به جای خون ، تلقین طلب می کند
اما چگونه می توان از دردِ فراموشی و عادتِ اجباری گریخت؟
اجازه نخواهم داد دردهای امروزَم ، در جایی در پسِ زندگیَم برای فردا مخفی شوند……..


نوید دزاشیبی
۶/۸/۹۱